تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


سلام
وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم شدم .. با کمی تغییر .. 
امشب دلم خیلی گرفته و تا الان که ساعت 4:37 دیقه نیمه شب بیدارم .. یه جورایی صبح شده دیگه 
ایشالا از این به بعد باز هم خواهم نوشت 

[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 03:36 ق.ظ ] [ عاطفه ]

سلام عزیزم معروف شدی بهت تبریک میگم شنیدم امسال قراره سال رو به نام تو نامگذاری کنند.

.

.

.

سال اسب مبارک



e

. .. ei

. .. eid
. .. eide

. .. eidele ghafel
. .. didi sale 92 ham tamoom shod?

 



 سلام ، نزدیک عیده ، توی خونه تکونی دلت ما رو بیرون نکنی با معرفت !


چهار دعای برتر لحظه تحویل سال / اول دعا برای ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال / سوم رسیدن ما به قله های کمال
چهارم تمام جیب ها پر از پول ، اما حلال . . .


[ سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 04:55 ب.ظ ] [ عاطفه ]

سلام به دوستای گل...

نمیدونم این خاطره رو که میخوام بنویسم چه قدر براتون جالبه ولی

.

.

.

.

.

چند وقت پیش برای عکس دار کردن شناسنامه رفتم ثبت احوال...یه دختر خانم هم سن و سالی بود که با مادرش و یه پسر که فکر میکردم برادرش باش اومدن ثبت احوال و اونا هم مثل ما تقاضا نامه رو پر کردن.قسمتی که نوشته بود نام همسر و نام فرزند و اینا رو هم داشت..این دختر خانوم قسمت نام همسر رو پر کرد و نوشته بود مجتبی فلانی ...

من اولش فکر کردم دختره داره اشتباه میکنه چون خودش داشت پر میکرد..دیدم فرم رو کامل کرد و برد پیش مسئول ثبت..اونجا یه بررسی کرد و گفت شما ازدواج کردی؟ گفت میخوام ازدواج کنم*  من دهنم باز موند* گفت هنوز که ازدواج نکردی فرم رو دوباره پر کن و این جا (نام همسر ) رو خالی بذار..مادر بنده هم در حال پر کردن فرم و تکمیل مدارک بود..دختر خانوم دوباره فرم رو پر کرد و ما هم همزمان فرم رو تحویل دادیم.به هر دومون یه برگه داد که 3 ماه بعد بریم و شناسنامه رو با اون برگه تحویل بگیریم.یهو دیدم اون پسر که انگاری همون همسر آینده ایشون و یه مرد 22 23 ساله بود اومد و گفت ما با این برگه چی کار کنیم؟ میخوایم بریم عقد کنیم. منم با خودم گفتم چه هوله خانومه گفت باید صبر کنید تا شناسنامه بیاد..پسره گفت ما عجله داریم و اینا  گفت با همین برگه میتونید عقد کنید  کل ثبت احوال ترکید از خنده یه عده هم در حال جمع کردن فک هاشون بودن

نمیییییییییدوووووووونم والا ... ما میگذریم .. شما چه طور؟


[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ عاطفه ]
salam avl az hame be khatere naboodanam to in chand rooz ke hanooz edame darad ozr mikham.
badesh be khatere inke bayad finglish bekhoonid
hghighatesh net nadaram,hamash taghsire mokhaberate ke te ro vasl nemikone va bavar konid ke man bi taghsiram.
kheily doost daram mese ghabl dobare benevisam vali khob nemishe,,,
albate ta chand rooze dg hatman minevisam.
az hamatoon mamnoonam ke to in modat be weblogam sar zadid.ommidvaram betoonam dobare bargardam...
rasti karnamamam gereftam.nesbat be terme 1 kheily pishraft kardam,
moadelam shod 19.52
terme yek ro kharab karde boodam ke intori shod,vagarna oonghadra ham hang nistam
felan doostaye khoobam

[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ 10:23 ق.ظ ] [ عاطفه ]
چه قدر خوبه بعد از مدتها که میای نت هنوز هم افرادی هستند که بهت سلام کنن  بگن به یادت بودن و دلشون تنگ شده
چه قدر خوبه بعد از مدتها که میای نت کلی آفلاین داشته باشی تا بفهمی بقیه به یادت بودن اونوقت بشینی به تک تک آفلاین ها جواب بدی ..
چه قدر خوبه تو زندگیت افرادی باشن که واقعا از ته دل دوست دارن و برات ارزش قائلن
پس فردا که تولدمه خیلی روزه خوبیه این چند ماه خیلی بهم خوش گذشت... واقعا از زندگیم لذت بردم
فیس بوک رو داشتم...دوستای خوبم رو داشتم... میدونستم یکی هست که دوسش دارم و دوسم داره از ته دل ...
وااااااااااااااااااای خدای من ...
مرسییییییییییییییییییی
بذار بمونه این آرامش واسه همیشه ...
خوبه که آدم به یاد موندنی باشه و تو فکر دیگران بزرگ به نظر بیاد ...
عالیهههههههههه خدای من


[ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 02:37 ب.ظ ] [ عاطفه ]
سلااااااااام
امروز به هر بدبختی بود نت پس گرفتم که بگم جمعه 1376/3/5 تولدمهههههههههه
یعنی جمعه
تولدم مبارکککککککککککککک

[ چهارشنبه 3 خرداد 1391 ] [ 01:29 ب.ظ ] [ عاطفه ]

سلام دوستای عزیزم ...

امتحانامون (بدبختیامون) شروع شده.

داریم انشاءالله میریم واسه امتحانات.برای من و همه ی دوستان دیگه دعا كنید كه موفق بشن از بدبختی نجات پیدا كنن.

نتمم قطع شده و تا آخر امتحانات احتمالا وصل نمیكنن تا به درسم برسم.ولی شایدم دلشون واسم سوخت ( )

وصل كردند...

دوستون دارم..بای بای




طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ عاطفه ]
سلام سلام سلام
الان ساعت 9.30 دقیقه ی صبح هست و من 9 تا بازدید دارم ... از دیشب ساعت 12 شب تا الان کیا اومدن تو این وبلاگ؟
ای بابا ... من هنوز تو کف این بازدیدامم... حالا واسه اینکه حوصلتون سر نره یه داستان آموزنده میذارم براتون

یه مشت نمک”
روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره  ، اونم بزحمت .
استادپرسید : ” مزه اش چطور بود ؟ ”
شاگردپاسخ داد : ” بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش ”
پیرهندواز شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه  .
رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا  نمکها  رو داخل دریاچه بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه .  شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
استاداینبارهم از او مزه  آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : ” کاملا معمولی بود . ”
پیرهندو گفت : ” رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه  و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ،  میتونه بار اون همه رنج و اندوه  رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .”

 




طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 08:16 ق.ظ ] [ عاطفه ]
سلام سلام دوستای عزیزم... 
نمیدونم چرا ولی خیلی وقته که حوصله نوشتن ندارم با اینکه خیلی اتفاقات جالب :
مثلا پخش کردن بو های مختلف در کلاس واسه پیچوندن کلاس...
تقلب ها 
اردو ها
نمایشگاه ها
سوتی ها 
و ...
اتفاق افتاده ... ولی چون یه ذره سرم شلوغ شده وقت ندارم ...
دیگه به بزرگی خودتون ببخشید دوستانی که بازدید میکنید و مطلب جدید نمیبینید.
راستی موقع امتحانات دوباره شروع به نوشتن میکنم ... 




[ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 03:33 ب.ظ ] [ عاطفه ]
سلام دوستای عزیزم.. 
راستش دیشب یه مسافر داشتیم .. رفته بودیم فرودگاه پرواز های خارجی ...
هواپیما از قطر میومد(پاریس-قطر-ایران)
یه سری مسافر توی قطر سوار کرده بود... وقتی قطری ها پیاده شدن ... واقعا ممعلوم نبود اینها زن بودن ... دختر بودن... پیر بودن ... جوون بودن
سر تا پاشون سیاه بود فقط چشمهاشون دیده میشد ... اون هم به زور ... 
پوشیه داشتن ... مقنعه هایی که ایرانی ها هیچ کدوم تا به حال به عمر خودشون ندیدن ... چادر هایی که تمام بدنشون رو میپوشوند ... راستش چون هواپیما مسافر از پاریس هم داشت یه سری خانوم هایی که حجابشون : شال +مانتو + شلوار لی بود هم وارد فرودگاه شدن ... 
بیش تر قطری ها مورد توجه و دید و حتی تمسخر از طرف آقایون و یا خانوم ها قرار میگرفتند 
و خانومهایی که حجاب معمولی تری داشتند اصلا توی چشم نبودند ... نمیدونم کار قطری ها اشتباه هست یا کار فرانسوی ها ... به هر حال من که درس عبرتی شد برام تا هیچ وقت کاری نکنم که توی چشم و مورد تمسخر مردم قرار بگیرم ... البته خانومهای ایرانی بودند که کفشهایی پوشیده بودن که واقعا نمیدونم روی پاشنه ی کفش به اون باریکی چطوری راه میرن و اون پاشنه چطوری وزن آنها رو تحمل میکنه ... اونها هم به نوع خودشون مورد تمسخر قرار میگرفتند ولی نه به اندازه ی قطری ها ...

حالا میخوام شما نظرتون رو درباره ی حجاب بگین ... 

من خودم معمولا با مانتو و شال /مقنعه و شلوار لی هستم ... تا چند ماه پیش چادر هم میپوشیدم ولی باعث میشد خیلی کارها رو نتونم انجام بدم .... به نظر من حجاب باید تعادل داشته باشه ... من حجاب رو توی پوشیه و چادر نمیبینم ... حجاب رو توی دل + نگاه میبینم ... وقتی پسری به من نگاه میکنه (با اینکه کاری میکنم که مورد توجه قرار نگیرم ) و من بر میگردم نگاهی وحشیانه بهش میکنم که از پسر بودنش خجالت بکشه و از نگاه کردن به من پشیمون بشه این شخصیت منو حفظ میکنه نه تمسخر مردم ...



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ عاطفه ]

پیامک دوستی مخصوص عید نوروز

چند روزه دیگه بهارمیادوهمه چیزرو تازه میکنه :

سال رو،ماه رو،روزهارو،هوارو،طبیعت رو،

ولى فقط یه چیزکهنه میشه که به همه ى اون تازگى مى ارزه

دوستیمون ...

 

شعر به مناسبت عید نوروز

سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت .

 . .بادت اندر شهریارى برقرار و بر دوام

سال خرم،فال نیكو،مال وافر،حال خوش . . .

اصل ثابت ، نسل باقى ،تخت عالى ،بخت رام

سال نو مبارک

 

 

اس ام اس تبریک عید نوروز

تق تق!

کیه کیه؟

منم منم پیامک،

عیدشماجلوجلومبارک.

 

اس ام اس عید نوروز

حواسم را هرکجا پرت میکنم ،

باز کنارتو می افتد. 
 

پیشاپیش عیدت مبارک


 

اس ام اس عید نوروز

 مثل ماهی زندن مثل سبزه زیبا مثل سمنوشیرین 
 

مثل سنبل خوشبو مثل سیب خوش رنك مثل سیرشفابخش

ومثل سكه باارزش باشید.

یادت نره قبل ازتحویل سال اولین كسی بودم

كه سفره (هفت) سینوبرات معنی كردم

 

 

 

5 شاخه گل رز با این كامیون برات فرستادم 
 

.......................... |""""""""""|_:!""-.

روزی یه دونه بردار , "@@"""""" ""@"' تمام که شد .

بدون که عید شده و من اولین کسی هستم که سال نو رو بهتون تبریک میگم.


 

اس ام اس باحال عید نوروز

فرارسیدن نوروز را به شما

و خانواده محترمتان بعدا تبریك می گم هنوز زوده!

 

 

ا;س ام اس نوروزی

دل من پیش تو عشق من خنده تو

فکر من چهره تو امید من نگاه تو 
 

جون من فدای تو بدون كه عید شده ومن

اولین كسی هستم كه سال نو را به شما تبریك میكویم.


 

ا;س ام اس تبریک عید نوروز

به هرعیدى كه آید زنده باشید،به انوارخداتابنده باشید ،

رواحاجت دراین عید خدایى،همیشه خرم و فرخنده باشید

پیشاپیش عیدتان مبارك.التماس دعا.

 

 

ا;س ام اس خانه تکانی

 

با پایان سال شروع به خانه تكانی كردم؛

به خانه دل كه رسیدم محبتت را برداشتم

نه غباری داشت ونه كهنه شده بود؛

مهرت جاودانه دردلم خواهدماند. 
 

شبهای بهاریتون آروم و قشنگ و پرستاره.


 

ا;س ام اس غمگین سال نو

چقد ما بدبختیم همه لباس نو کفش نو ولی ما ...

دریغ از خوشحالی

 

 

ا;س ام اس ضد حال نوروزی

میدونم اگه بگم سال نومبارك!

حالت ازشنیدن این جمله كلیشه اى بهم میخوره...

پس سال نو مبارك!

 

 

شعر مخصوص تبریک عید نوروز

بروبروبادبادك/بگوبه اون نازنازك/

عیدگل وشاپرك/جلوجلومبارك!

 

 


اس ام اس ویژه عید نوروز

ای پدید آورنده ی قلبها... 
 

دوستان من ارمغانی از رحمت بیكران تو اند؛ 
 

خرسندشان دار به تندرستی... 
 

پیشاپیش سال نو مبارك


 

اس ام اس نوروز

اینه -{ }- قران <=> ماهی<;(((((>< 
 

سبزه *!!!!!* سیر §.§.§ سنجد @@@ سماق ~...~ 
 

سکه $$$ سمنو -:~:- سیب ( ' ).( ' )

یادت باشه اولین کسی که سال 1391 بهت تبریک گفت

و سفره هفت سین برات چید من بودم .


 

پیامک نوروز باستانی

فرا رسیدن نوروز باستانی،

یاد آور شكوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاك پندار،

راست گفتار و نیك كردار خجسته باد.




طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ عاطفه ]
دوستای گلم اول چند تا نکته بگم :
حتما شنبه و یکشنبه (27و28 اسفند) برید مدرسه و پیک نوروزیتون رو بگیری که حلش اجباریه و احتمالا نمره ی مستمر فروردین حساب میشه 

خب حالا سوالات امتیازی فیزیک :

1- در شکل از شکاف باریک s  واقع در پرده ی p  نور به سطح آینه ی تختی به عرض MN میتابد و بر اثر بازتاب ناحیه ی روشنی بر روی پرده تشکیل میشود آینه و پرده موازی یکدیگرند.هرگاه فاصله ی آینه تا پرده را دوبرابر کنیم پهنای ناحیه ی روشن چه تغیری میکند؟







2- مطابق شکل فاصله ی منبع نورانی s از آینه با طول آینه برابر است . ناظری که در نقطه ی A قرار دارد حداقل چقدر باید جابه جا شود تا بتواند تصویر s را در آینه ببیند؟









3- پرتو های نور خورشید با زاویه ی a نسبت به سطح زمین میتابند ...
الف- چوبی را به طول L با چه زاویه ای نسبت به سطح زمین قرار دهیم تا طول سایه به بیشترین مقدار برسد؟
ب-در چه زاویه ای طول سایه به کمترین مقدار میرسد؟
پ- حداقل طول سایه در این حالت چه قدر است؟
ت- اگر a=45 (درجه) و L=2m  باشد حداکثر طول سایه چه قدر است؟



ببخشید که عکسام زیاد خوشگل نیست :)



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ عاطفه ]
سلام امروز برگشتم خونه ی خودمون 
کلی اتفاقات تو راه افتاد فعلا حوصله ندارم توضیح بدم ... خسته ام ... میرم میخوابم ... بعدا تعریف میکنم 



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ عاطفه ]

سلام

من هم اکنون در گرگان به سر میبرم ...

جاتون خالی تو هواپیما کنار بال هواپیما نشسته بودم هر چی هواپیما تکون خورد من فهمیدم ... از بس ملخش صدا میداد سر درد شدم ... اولش که سوار شدم یه کم شهر رو نگاه کردم اینقدر مشهد خووووووووشگلههههه از بالا ... چراغاش خیلی باحالن ... تا حالا دیده بودم ولی خب ایندفعه یه چیز دیگه بود ...

بعدش خوابیدم بلند شدم رسیده بودم گرگان ...

2 ساعت تو راه بودم ... ولی اصلا نفهمیدم ...

وااااااااااااای نمیدونید مسافرت تنهایی چه قدر خوش میگذره ... البته جای بعضیا خالی ولی خب !!!

من دیگه فعلا میرم ...

راستی سوالای امتیازی فیزیک رو رفتم مشهد براتون میذارم دوستای عزیزم ...

فعلا بای بای




طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ پنجشنبه 25 اسفند 1390 ] [ 07:52 ق.ظ ] [ عاطفه ]

یه دل شکوندم


 یه روزی ، یه جایی

 یه دل شکوندم

 یکی‌ عاشقم شد و بپاش نموندم

 چه آسون  چه راحت ازش گذشتم

دلم رو به قلبی دیگه سپردم

پریشنو گریون ‌و دل شکسته

هنوزم به هیچکی‌ دلی‌ نبسته

چقدر میگفت دوباره

دوباره برگرد

چه روزا که بی‌ من تنهایی‌ سر کرد

اما حالا که دارم فکر می‌کنم میبینم انگار

اونی که باخته بازی‌ رو فقط من بودم این بار

حتی یه بار نشد که بعد از اون عشقو ببینم

از شدت عشق از رو لبی بوسه بچینم

پشیمونــــــــــم  پشیمونـــــــــــــم

من دیگه بی‌ تو نه نمیتونم

نمیخونـــــــم نمیخونـــــــــم

من دیگه جز برای تو نمیخونم

اما حالا که دارم فکر می‌کنم میبینم انگار

اونی که باخته بازی‌ رو فقط من بودم این بار

حتی یه بار نشد که بعد از اون عشقو ببینم

از شدت عشق از رو لبی بوسه بچینم

پشیمونــــــــــم  پشیمونـــــــــــــم

من دیگه بی‌ تو نه نمیتونم

 نمیخونـــــــم نمیخونـــــــــم


علی عبدالمالکی

برای دانلود آهنگ به ادامه ی مطلب برید


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر، دانلود آهنگ،
[ دوشنبه 22 اسفند 1390 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار