تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


امروز رفتیم مدرسه... زنگ اول میخواست شیمی بپرسه ( از اونجایی که گویا آنفولانزای خروسی گرفتیم) صدامون در نمیاد به طرز کاملا پیشرفته ای پیچوندم ... صدام به معلم نمیرسید دوست جلوییم ترجمه میکرد  

این از شیمی ... زنگ بعدش ریاضی داشتیم یه امتحان گرفت که ... نگم بهتره  

به هر بدبختی بود امتحان رو دادیم و اومدیم بیرون ... زنگ آخر هم به مناسبت دهه ی فجر بهمون پیتزا دادن.البته پولشو خودمون دادیم وگرنه مدرسه ی ما از این خرجا نمیکنه ...

یه پارچه ی سفید گذاشتن و گفتن برین نقاشی 22 بهمن بکشین... بچه ها هم حمله کردن ولی جاتون خالی از اسکلت دزدان دریایی کشیدن تا میکی موز و اینا ولی دریغ از ذره ای که در باره ی 22 بهمن باشه ...

تو جمعی که نشسته بودیم یه خبرایی شنیدم شاخ  در آوردم ... میگن " پیشونی ما رو کجا میشونی" اینم همون قضیه است ... مردم شانس دارن ... چه کسایی که چه کارا نمیکنن ... آخه بگو تو کجا اون کجا ...

حالا اینا رو بیخیال ... این وسط صدای من از همه قشنگ تر بود... مثل پسرایی که تازه به بلوغ میرسن شده بود ... کلی خندیدیم و خلاصه جای شما خالی 

فردا هم با اجازتون امتحان فیزیک داریم ... هیچی هم نخوندم ... کلی داره خوش میگذره ...




طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار