تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


بله!
سلام دوستان
هیچ جای تعجبی نیست ما که پنجشنبه ها تعطیل نیستیم هیچ ! جمعه ها هم میریم مدرسه !
خب بله ! امروز رفتیم مدرسه و کلی کاغذ بازی کردیم ... منظور از کاغذ بازی دادن امتحان هدایت تحصیلی میباشید 
که جمعا 320 تا سوال داشت ... مغزمون نمیکشید 
از ساعت 8.30 تا 12 تقریبا
دیگه هنگ بودیم همه ! حالا نظرات دوستان رو هم میشنویم ...
علاوه بر وقتی که هدر دادیم 14 تا برگه ی A4 پشت و رو هم برای هر نفر هدر دادند ...
هی یکیو میدادن اون یکیو میگرفتن ... باز میومدن قبلی رو جمع میکردن ... میرفتن پای میکروفون از اونجایی که از سخنرانی خوششون میاد کلی واسمون توضیح هایی میدادن که خودمون میتونستیم بخونیم ...
تازه یک دستگاه کیک هم بهمون دادن که کوفتمون شد از دست این اخلاق گند مراقب ها 

بعد از کلی سوالات چرت و پرت بالاخره تموم شد و اومدن پاسخ نامه ها رو گرفتن ... حالا میخوایم بریم خونه هامون ... مگه میتونیم از جامون بلند شیم؟ خشک شده بودیم ... دیگه به هر بدبختی بود بلند شدیم و اومدیم خونه ...

حالا از اینجا به بعد رو دوستان خبر ندارن ... برای رسیدن به خونه باید سوار 2 دستگاه اتوبوس میشدم ... سوار اولی که شدم مقداری خانواده با زبان اصل مشهدی سوار اتوبوس شدن و جاتون خالی تا رسیدن به مقصد کلی حرف زدن ...
منم که هیچی از حرفاشون نمیفهمیدم ... کمی راه را پیاده رفتیم کمی مغزمان خنک شود ( خداییش داغ کرده بودم)
سوار اتوبوس دوم شدم و یه پسر بچه ی کوچولو با موهای بور و ناز پشت سرم نشسته بود ... بعد اتوبوس ترمز گرفت من پسر بچه رو وسط اتوبوس دیدم ... کلی خندیدم 
الان هم که در خدمتتونم



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار