تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


سلاااام به همه ی دوستان عزیزم
امروز رفتیم سر کلاس ... پرورشی ( مهارتهای زندگی) داشتیم... موضوع بحث روابط بین دخترا و پسرا بود ...
منم از اونجایی که حرف زیاد داشتم  با این صدای خروسی بلند شدم 5 دیقه پشت سر هم حرف زدم... دوستام زنگ تفریح بهم گفتن نگرانت شدیم ... گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتن : هر لحظه فکر میکردیم الان نفست بند میاد.
آخه در حال حاضر تنها راه نفس کشیدن من از دهن هست... اون هم که مشغول باشه دیگه نفسم بالا نمیاد...
حرفامون رو زدیم و نشستیم و طبق معمول حرف های بی ایراد و بدون چون و چرا ... معلمه هر چی سعی کرد به بچه ها بفهمونه که ادامه بدن هیچکس دیگه حرفی نداشت... فقط عده ی کمی یه چند جمله بهم اعتراض کردن که با حرفام کوبوندم تو دهنشون... (چه کنیم دیگه کمال همنشینه)
زنگای بعدشم که افتضاح گذشت ... سر زنگ قران هم معمولا من شروع میکنم و استارت کارو میزنم ... امروز هم که صدام گرفته بود دیگه هیچی دیگه یه اوضای افتضاحی بود ...
فیزیک هم امتحان نگرفت (چسبییییییییدم به دیوار که دیروز مثه **** خوندم )
 
زنگ عربی هم که طبق معمولا بد نبود ...
الان هم به طور کاملا جدی حالم بده و قلبم درد میکنه ... حالا دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
خلاصه بدی خوبی دیدید حلال کنید 
هر روزتون خوش 



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار