تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


ببخشید دوستای گلم
این مدت آپ نکردم چون خیلی درگیر کارهای شخصی برای مسافرت و خونه تکونی و اینا بودم
از این به بعد مثل همیشه مرتب آپ میکنم ...
امروز نزذیک بود پشت معلم فیزیکمون له شم ... من بلند شدم از جام و رفتم میز کناری معلمه هم داشت عقب عقب میومد ... منم ندیدمش ییهو مثل ماشین که نگه میدارن منم با دستم نگهش داشتم نشستم سر جام .... اونایی که صحنه رو دیدین کلی بهم خندیدن 
زنگ اجتماعی هم جاتون خالی یه دعوایی شده بود ...با معاونمون ... همون معاون اومده بود سر کلاس برای دفتر حضور غیاب ..منم گفتم صلوات همه صلوات فرستادن ... بعد بلند گفتم واسه آرامش اعصاب بود این صلوات ...
معاونمون بد جور نگاهم کرد ولی معلممون خندید 
بچه ها هم همه خندیدن 
زنگ آخر هم معلم ورزش چنان سرمون کلاه گذاشت که نفهمیدیم اصلا ...
گفت بریم سالن ورزش هر کی هر کاری خواست بکنه ... ما هم گفتیم باشه و اینا ... رفتیم اونجا گفت خوووووووب
حالا لباساتون رو عوض کنیم نرمش میکنیم ... بعد نرمش هم گفت برین سر رشته هاتون ... اسم هر کی هم که ورزش نمیکرد رو مینوشت 

خلاصه امروز کلی خوش گذشت ..
برففففففففف مییییییووووووووووووووووووومممممممممد (الان هم میاد)
عااااااااااااااشق برف و بارونم

از امروز روز شماری دارم واسه مسافرتم که قرار تنهایی برم ... وااااااااااااای چه حالی میده مسافرت بدون هیچ شخص همراهی ...تنهای تنهای تنهااااااااا 

الان 4 روز دیگر مونده ...



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار