تبلیغات



روزانه های عاطفه......

روزانه های عاطفه......
سعی میکنم هرروزم بهتر از دیروزم باشه 
Google


نویسنده
ارتباط با من
چت باکس


سلام دوستای عزیزم
امروز  پنجشنبه بود ... پنجشنبه ها تا مدرسه تموم شه من هزار بار میمیرم و زنده میشم ... من کلا ریاضی خیلی دوست دارم  ولی نه به این حد ...
زنگ اول زبان داریم ... زبان تکمیلی من این قدر این معلمه رو دوست دااااااااااااارررررررررررم که نگوووووووووووو 
زنگ دوم و سوم 4 ساعت ریاضی داریم ... یعنی من پنجشنبه ها زنگ آخر از زندگیم سیر میشم ... واقعا دیگه حالم از ریاضی بهم میخوره ولی بازم دوست داشتنیه 
دیگه به هر بدبختی بود امروز تموم شد
ولی جاتون خالی ... هوا اینقدر سرد بوووووود.منم شیشه ی سرویس رو تا آخر دادم پایین اینقدر هوای سرد میزد تو صورتم حال کردم.هم سرویسیم گفت تو هیچ وقت صدات خوب نمیشه 
آخه زنگ تفریح هم یه بستنی خوردم اینقدر خوش گذشت... اومدم تو کلاس همه بهم پریدن گفتن مثلا تو مریضی ... یکی از بچه ها هم که تقریبا زورش بهم میرسه و زنگ قبل ترش چیپس فلفلی رو از دستم گرفت انداخت تو سطل آشغال ... اومد دید دارم بستنی میخورم همچین زد به دستم که بستنی افتاد رو زمین... ولی شانس آوردم آخراش بود ... کلی خوش گذشت ... خلاصه امروز هم با صدای خروسکی سر کردیم 


راستیییییییییی تا یکشنبه نمیریییییییییییم مدرسه هورااااااااااااااااااااااااااا



طبقه بندی: روزانه های عاطفه ...،
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ عاطفه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
امکانات وبلاگ


.

.

نیت کنید و اشاره فرمایید

آمار